تبليغاتX
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب میبد

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب میبد

آزادی برابری هویت انسانی

 

کمپین حامیان دانشجویان زنجان

 

درتیره شب ترین مهتاب روزگار،

فتحی بزرگ را درزهدان شکست به بار نشاندید

وحقیقتی ناباور،چشمان بیداری کشیده ی مارا بازیافت.

رفیقی قهرمان وخواهری ظلم ستیز، بسان تک شاخی در سیاهه جنگل، بسوی نور فریاد کشید وزاغه های باورسرخ طوفان را چون آذرخشی مهیب ،بخروش درآورد. رفقای زنجانی آنگاه که بی صفت ترین مزدور دین پناه،چنگال تطاول وپنجه تعرض به دامان خلق گشاده بود سرودگویان ومشت کوبان به رزم وجنگ خدایان دنائت ورذالت برآمدند وبردگان عالی جاه را به قلاده های زرخریدشان پیش کشیده ودر لجن گاهی به میعاد سگان زنجیری حاکمان نشاندندآری پاسخ دندان شکن شمایان وحشت بارترین سکوت را با انفجارمعابد تظاهر وتزویربه فریادی عاصی آذرخش مبدل ساخت تا جدایی افکند میان سیم وسنگ وجدایی افکند میان حقیقت ورویا ..واین جل پاره ی بی قدر حشمت ایشان بود که به یکباره ازهم گسیخت.

 درودبرتوخواهرم

درودبرتوای رفیق

بر دکه های بی ایمانی ایشان که در آن هرچیز، به پشیزی توان خرید، سرب تعطیلی نشاندی ودر عصری که حساب حق وشرم جداست، سقف وستون این روسپی خانه های سکه ومذهب رابرسراربابان مزدور بیمارگونه ی جنسی اش فرودآوردی.

خواه مسلول باشی  وخواه رها          فارغ ازنزدیکی وبعد    

                                                                                باتوست قلب ما

بامشت های تو، بامشت های ما، وهن عظیم واوج رسوایی رئیسه گان اریکه فرهنگ وزمامداری برآب می رود.آنگاه که پیمبران تکفیروشکنجه وزنجیر، پارس کنان  برپیکره ی توتاختند نمی دانستند شراره های خشم تو وبارقه های پیکره ات درسرتاسرایران شعله ورخواهد شدو قصرهای خون وستم ایشان را که به لجه ی تاریکی وفریب عطش ازصورت انسان به جاندارغارنشین سیرشان داده  ویران خواهد ساخت.

درودبرهم قطاران کبیرزنجان که درفقدان خودفروختگان مصلحت اندیش انجمنی وغیره وذلک مجالی به بی رحمی ناراستان ندادند و کوهوارونستوه حقیقت انقلابی وسازش ستیز خودرا، بادردست گرفتن شریان مبارزه درون طبقاتی شان شکوفا ساختند.

آنگاه که چون زباله ای ،بیگانه پلیدبشرخواررا، برخاک افکندید و با فریاد" رهایی زن، رهایی جامعه است "برباد دادید شرف یک پادشاه بی همه چیزرا. مانیز درگذرگاهی نه چندان دوردرسوگ همکلاسی مقتول خویش نشسته ایم. درگذرگاه مانیز آشفته حالان جنسی، نان ازخوان دین برگیرند وبرخون خلق زنند به نیش کشند لیکن در حیض یک هراس ازانتقام سرخ، شب راسحر کنند.امروز زنگ بزرگ خون به صدادرآمد وطوفان شکوفه داد.همنوا با تمامی رفقا،  خلق ستمدیده ی مشهد ،اصفهان  و جای جای این ظلمتکده  به حرکت درآمده وبه هرخون و هرتپش تعمید یافته و خشم آگین وپرخاشگربرابرمزدوران انتظامی فریاد برآوردند: از کدامین فرفه اید؟  نه کسی را  به صداقت یارید !نه کسی را به صراحت دشمن!

در مشهد و اصفهان  زمین به هیات دستان انسان درآمده تا بسته دستان سرکوفت خورده را حقی بازستاند.

درود بر مردم ظلم ستیز و دانشجویان حقیقت جوی زنجانی،چرا که حقیقت همیشه پیروز است.

473 نفر، امضاکنندگان این طومار ضمن حمایت از رفقای زنجانی  و محکومیت بیانیه حکومتی و ضد مردمی کارکنان و مزدوران آن دانشگاه خودفروخته ،آمادگی خودرا جهت  هرگونه اقدام حمایتی نظیر برپایشی  تجمع و یا به راه اندازی کمپین سراسری و ... اعلام می دارند.

 

فروبسته باد

              و فروبسته تر

  پادگان های وزارت علوم وکارتل های عبدالله جعفرعلی جاسبی  درسراسرایران

دانشجویان آزادیخواه وبرابری طلب میبد

http://www.avbm.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 23:18  توسط خوشه های سرخ  | 

 

بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای

سراسر استان یزد در ارتباط با اعتراضات مردم

 

اگر چه پیشبرد اهداف اقتصادی و اجتماعی صاحبان ابزار تولید و شیوه تولید، همواره با وسایل قدرتمند رسانه ای و ترفند های ضدخلقی دموکراتیک سبب از خود بیگانگی و ناخودآگاهی توده های عرضه کننده ارزش و کالا در جامعه بوده اما در بزنگاه های تاریخی خاص، آگاهی طبقاتی افراد یک جامعه بصورت باورهای ناخودآگاه، سبب گسست افراد آن جامعه به عنوان معلول و آشکار سازی مسئله تضاد طبقاتی و تحقیر، به عنوان علت وجودی این رابطه می شود. اتفاقی که در روزگذشته در 4 شهر بزرگ ایران افتاد نه یک حرکت پوپولیستی- رسانه محور، بلکه بخشی از ضرورت تاریخی و اجتماعی و اقتصادی طبقه فرودست بود، طبقه ای که تمامی فشارها زندگی را متحمل می شود. اصلاحات دموکراتیک و باورهای نئولیبرالی در سالیان گذشته و اصلاحات اقتصادی و اجتماعی پیش رو که جز متبادر ساختن خطر بروز جنبه های بورژوازی در انقلاب آتی مردم ایران ،حرفی برای گفتن نداشت از سویی و واقع بینی عقلایی از سوی دیگر ما را در اتخاذ هر برداشتی جز ضرورت تاریخی و دیالکتیکی رهنمون نمی سازد. ما نیز بر خود می دانیم ضمن اعلام حمایت از خواست های منطقی و برحق اعتراضات دانشجویی ومردمی، تمامی مردم انقلابی و دانشجویان ظلم ستیز را به هوشیاری در مقابل کسانی که به مصادره دستاوردهای اجتماعی مردم باز نشسته اند دعوت می کنیم. از سوی دیگر برپایی آکسیون ها و تجمع های اعتراضی از این دست را که محصول بلامنازع نظام اقتصاد کنونی در جامعه ی ماست نه یک کنش ناخودآگاه که یک کنش اجتماعی شعورمند و آگاهانه می دانیم، پدیده هایی از این دست به سبب ذات شکل گیری خود امکان هرگونه دست اندازی و مصادره را از جریانات ارتجاعی معلوم الحال نظیر ناسیونالیست ها یا سلطنت طلبان ورشکسته دارنده امکانات تلوزیونی و یا هر گروه دیگری را سلب می کند. به قول لنین : نفع بورژوازی همواره بر این است که بر ضد پرولتاریا به بعضی بقایای کهن اتکا نماید، نظیر تزاریزم یا نظام سلطنتی.

در این اسناد رژیم پادشاهی و متعاقب آن سلطنت طلبی آنقدر منسوخ و خاک خورده است که دست نظام های ایدئولوگ قرون وسطایی را از پشت بسته است و به لحاظ تئوری و عمل بر همگان روشن است که خصلت این نیروها همان دنباله سیاستهای بازار آزاد و تحقق سود سرمایه از جانب دولت و شرکتهای خصوصی است . از طرف دیگر بازخوانی پرونده پراتیک نیروهای چپ در طول مدت انقلاب بیانگر استقلال ظاهری خصوصیات و عدم وابستگی آنها در مقابل تمامی ارکان مرتجع و نظام های برجا مانده از گذشته است.

زنده باد آزادی

زنده باد برابری

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر استان یزد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 23:13  توسط خوشه های سرخ  | 

چنگیز آیتماتوف معروف‌ ترین نویسنده قرقیزستان و یکی از برجسته ‌ترین چهره‌های فرهنگی اتحاد شوروی (سابق) در ۷۹ سالگی درگذشت.

نویسنده‌ای که "صدای قرقیزستان" خوانده می‌شد، ماه گذشته به خاطر همکاری در تولید فیلمی مستند، به شهر غازان سفر کرده بود. در جریان کار فیلمبرداری به بیماری ذات الریه دچار شد و روز ۱۶ ماه مه برای درمان به بیمارستانی در شهر نورنبرگ (آلمان) فرستاده شد.

آیتماتوف یکی از محبوب‌ترین و پرخواننده ‌ترین نویسندگان اتحاد شوروی (سابق) بود و برخی از رمان‌ها و داستان‌های او به بیش از ۱۵۰ زبان (از جمله زبان فارسی) ترجمه شده است.

لویی آراگون نویسنده نامی فرانسوی نخستین داستان معروف آیتماتوف به نام جمیله را "زیباترین داستان عشقی جهان" دانسته بود.

این داستان زیبا را آیتماتوف در سال ۱۹۵۸ و پس از خاتمه تحصیل در "انستیتوی ادبی گورکی" در مسکو نوشت. داستان جمیله در فاصله‌ای اندک معروفیت بسیاری پیدا کرد، به زبان‌های بسیار ترجمه شد و از روی آن فیلم سینمایی تهیه شد

سبک متمایز آیتماتوف آمیزش درونمایه‌های افسانه‌ای و اسطوره‌ای زاد و بوم خود با شگردهای نوین روایت ادبی است. برخی از داستان‌های او سبک رسمی دولت شوروی موسوم به "رئالیسم سوسیالیستی" را با دیدگاه شاعرانه تلفیق کرده‌ است.

از روی برخی از داستان های آیتماتوف مانند "کشتی سفید" و "معلم اول" فیلم سینمایی تهیه شده است.

بسیاری از آثار معروف آیتماتوف مانند جمیله، "الوداع گل ساری"، رؤیای یک بچه گرگ و "روزی به درازای یک قرن" به فارسی نیز ترجمه شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 19:8  توسط خوشه های سرخ  | 

اعتراض صنفی کارگران شرکت ریسندگی خاور رشت به بستن جاده کشید.
 در پی عدم دریافت حقوق یکساله کارگران این کارخانه, تعدادی از این کارگران از 2 روز پیش دست به تحصن و حرکات اعتراض آمیز زده اند.
در پی این اعتراض برخی از تجمع کنندگان با بستن جاده فومن به رشت اقدام به آتش زدن لاستیک در این مسیر نمودند.
آنها می گویند: بارها به مسوولین استان در خصوص پیگیری مشکلاتشان مراجعه کرده اند ولی هربار با وعده ای از سوی ایشان موضوع ادامه پیدا کرده است.
آنان می گویند: یکسال است از هرگونه حقوق, مزایا وامکانات کاری خود محروم مانده ایم و تاکنون هیچ اقدام مثبتی درجهت رفع مشکل شاهد نبودیم.
کارگران این شرکت درحالی این سخنان را می گویند که برخی دیگر از کارگران کارخانه که خود را کارگران قراردادی شرکت مذکور معرفی می کنند از تعویق افتادن حقوق 17ماهه خود خبر می دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 15:17  توسط خوشه های سرخ  | 

 

دردفاع از

آزادیخواهی و برابری طلبی

 

. . .قصه نیستم که بگویی

           نغمه نیستم که بخوانی

                صدا نیستم که بشنوی

                     یا چیزی چنان که ببینی

                            یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم

مرا فریاد کن . . .

جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی که از چند سال پیش و به تدریج در طی مبارزات یکپارچه اعضایش در سراسر ایران پا گرفته است در سال 86 توانست با در پیش گرفتن استراتژی درست و برپایی آکسیون 13 آذر رسما استقلال خود را از جناح های حاکمیت اعلام نموده و با طرح شعارهایش رو به مردم خود را به عنوان بخشی از جنبش دانشجویی معرفی کند. این موفقیت حاصل تلاش تک تک اعضای بدنه این جنبش خواهد بود، که از آن میان باید به بخش بزرگی از بدنه آن یعنی چپ رادیکال اشاره نمود.

چپ رادیکال به عنوان بخشی از مبارزات طبقه کارگر، نیز بخش بزرگی از بدنه جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی است که نقطه عزیمتش در روند رو به پیش خود را در گسست از نظریات نسل پیشین چپ و بازنگری انتقادی آن می داند. این گسست برای چپ رادیکال یک گسست ساده و داعیانه صرف نیست چنانکه آن را در جریان مبارزات خود و طرح شعارهایش در سطح جامعه و در حوزه عمل نیز اثبات نموده است. کلیت ساده ای که چپ سنتی از واقعیت ترسیم می کرد و دربرگیرنده دو قطب متخاصم کارگر و سرمایه داری بود دیگر نمی توانست پاسخگوی اشکال جدید سلطه در جامعه باشد. این کلیت ساده و چشم پوشی بر واقعیت سیال تضاد ها منجر به در پیش گرفتن خط کارگر پرستی از طرف جریانات سنتی چپ چه در گذشته و چه در امروز شده است. خطی که همیشه مورد انتقاد چپ رادیکال بوده است. این برتری چپ رادیکال در حوزه تئوری حاصل بخش دیگری از نظریات آنهاست که بیان می دارند، عاملان سیاسی درون جنبش چپ در جهت تسخیر قدرت سیاسی لزوما مشروعیت خود را از طبقه خود اخذ نمی کنند. چنین نظری بر نقد دیدگاه های جریانات سنتی چپ در ایران استوار است که معیار پیشرو بودن عاملان سیاسی را میزان ستمی می داند که بر آنها وارد شده و نقش اراده خردمند افراد یک جنبش در پیشبرد آن جنبش را از نظر دور می دارد. در بستر چنین نظراتی است  که چپ رادیکال توانست تضاد های سیال درون کلیت جامعه را ردیابی کند و از لحاظ تئوریک چند سر و گردن بالاتر از چپ سنتی بایستد.

جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی که بر پایه نظریات چپ رادیکال شکل گرفته علاوه بر پیروزی های تاکنونی خود دوران هایی حاکی از سختی ها و مشکلات را نیز از سر گذرانده است، که این مشکلات نه اولین آنها خواهد ماند و نه آخرین آنها خواهد بود اما اجازه دهید تا کنون با مروری کوتاه بر آخرین آنها حساب ظهور قارچ گونه و ناگهانی رفقای سوسیالیست را از وقایعی که برای جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی بحران آفرینی کرده اند، جدا کنیم.

دستگیری وحشیانه رهبران جنبش در پاییز و زمستان سال قبل در تهران و شهرستان ها و به زندان افکندن این دانشجویان از همان آغاز تعرض رژیم با واکنش اعتراضی دانشجویان همراه شد که نمونه بارز آن برگزاری مراسم 13 آذر در دانشگاه تهران و برگزاری مراسم مشابهی در چند دانشگاه کشور بود که به درستی گوشه ای از قدرت دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را به نمایش گذاشت. دانشجویان در آن روز علاوه بر اعلام شعارهایشان فریاد آزادی رفقایشان را نیز سر دادند. در این بین دانشجویان بسیاری نیز از دانشگاههای سراسر کشور با اعلام موجودیت خود تحت نام دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ضمن دفاع از دانشجویان زندانی و محکوم کردن تعرض رژیم به دانشگاه، خودشان را به دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب پیوند داده و فعالیت خود را علنی کردند.

حرکتی که به نظر می رسد چندان خوشایند رفقای نو ظهور سوسیالیست نبوده تا آنجا که در واکنش به آن، تولد پر جیغ و داد خود را از وبلاگ های دانشگاههای شهرستان شروع کرده و در این راه چنان عجله داشتند که فکر دست و پا کردن بازدید کننده و مخاطب برای این همه وبلاگ را هم نکردند.

اما با وجود همه اینها اجازه دهید ببینیم حرف حساب جنجال هایی که دوستان سوسیالیست با رنگ حق به جانب سرخشان در وبلاگستان های خود برپاکرده اند چیست؟ از هر طرف که به بیانیه های این دوستان نگاه کنیم به یک جمله بیشتر برنمی خوریم : جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی سکتاریست و غیر کارگری است.

بحث غیر کارگری بودن جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی که مداوما از سوی این رفقا مطرح می شود قبلا به تفصیل توسط دیگر رفقا و در مناظره با چپ کارگری پاسخ داده شده است و بازگویی دوباره آن برای ما وقت تلف کردن محسوب می شود.

 اما در مورد اتهام اول آنها یعنی سکتاریسم : این اتهام بر این حکم مسلم ( البته مسلم برای رفقای سوسیالیست ) استوار است که برخی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب با احزاب اپوزیسیون در تبعید رابطه داشته اند. این فرض غیر واقعی که نقطه شروع نقد سوسیالیست های نو ظهور و  همپالگی هایشان است، تنها مورد قبول بازجوهای اطلاعات است و اتفاقا اتهامی است که همین بازجو ها با شکنجه رفقای ما در زندان قصد چسباندن آن به دانشجویان را داشتند و مکررا از سوی دانشجویان متهم انکار شده است . بدین ترتیب از نظر ما اعترافاتی که تحت شکنجه از رفقای ما گرفته شده است- حال هر چه می خواهد باشد – صحت ندارد. این گونه سناریوها که برای سرکوبی جنبش های اجتماعی طرح ریزی می شود نه تنها برای ما که حتی برای مردمی که چندان هم درگیر سیاست نیستند تکراری شده اند. در حالی که امروز کوچک و بزرگ، پیر و جوان دانشجو و غیر دانشجو زن و مرد همگی می دانند که ادعای همکاری با خارج از کشور یک اتهام ساختگی است که رژیم به هر فعال سیاسی و با هر مشی سیاسی می زند، جای تعجب است که سوسیالیست های تازه متولد نقد بی تخفیف خود را با باور کردن چنین دروغ آشکاری شروع می کنند( و البته اگر از منظری دیگر نگاه کنیم شاید هیچ تعجبی هم نداشته باشد ). از نظر ما پنهان شدن پس پشت چند تا وبلاگ و ریختن آب به آسیاب سازمان اطلاعاتی جمهوری اسلامی با چاشنی حمایت های مشکوک، سکتاریستی تر از اتهامات چرندی است که به دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بسته می شود.

 اما این دلیل نمی شود که ما از رفقای سوسیالیست نپرسیم که چگونه اعترافات هنوز منتشر نشده رفقای ما با این سرعت دانشگاههای ریز و درشت ایران از رودهن گرفته تا خلیج فارس را در نوردیده اند؟ همین یک سوال کافیست تا ماهیت راستین و ادعای سرتاسری شما مورد تردید قرار گیرد. اگر برای شما تثبیت چند تا وبلاگ این همه اهمیت دارد، خوب است بدانید که برای ما پیروزی در راهی که برگزیده ایم همان قدر اهمیت دارد که سلامتی رفقایمان.  پس با این وسیله به کسانی که با پراکندن چنین مزخرفاتی آگاهانه و یا ناآگاهانه دست در دست اطلاعات سفاک جمهوری اسلامی قصد به خطر انداختن جان رفقایمان را دارند  هشدار می دهیم.

با این همه خوب است اشاره شود که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب هیچ وقت مدعی مبری بودن از خطا نبوده اند. مطمئنا آنها نیز بر ضعف های تاکتیکی و تئوریک خود آگاهند، اما باید تاکید کرد که این آگاهی تنها در یک دخالت گری اجتماعی مشخص می توانست آشکار شود، مگر نه اینست که  مارکس به ما می آموزد : این آگاهی انسان ها نیست که زندگی اجتماعی آنها را تعیین می کند، برعکس این زندگی آنهاست که به آگاهی ایشان تعین می بخشد. همین نکته است که ما را بر آن می دارد تا بر خلاف رای سوسیالیست های نو ظهور و شرکایشان در وبلاگ های مجهول و مجعول از برپایی مراسم 13 آذر دفاع کرده و آن را مرحله ای مهم برای تحقق پیروزی جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی به حساب آوریم.

زنده باد آزادی

زنده باد برابری

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب یزد

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 0:29  توسط خوشه های سرخ  | 

 پاپ ملاقاتهايش را با هفت رهبر جهان براي پرهيز از رويارويي با احمدي نژاد از ايران كنسل كرد .

                                                                     (ساندي تلگراف ، اول ژوئن، ايتاليا، رم- بقلم مالكوم مور (Malcom Moore))

          به هر حال پاپ مشتاق بود كه از نگاههاي عصباني عمومي كه در اثر ملاقات رودرو به احمدي نژاد ايجاد مي شود دوري كند.پرزيدنت لوئيز ايناسيو لولا داسيلوا (Luiz Inacio Lula da Silva) از برزيل، پرزيدنت كريستينا كيرچنر(Cristina Kirchner) از آرژانتين، پرزيدنت اوو مورالس (Evo Morales) از بوليوي و چند رهبر آفريقايي همچنين درخواست يك جلسه با پاپ را كرده بودند.
واتيكان در گذشته از ملاقات با ديكتاتورها شانه خالي نكرده است. در آوريل 2005 رابرت مگابه در مراسم تشيع جنازه ژان پل دوم شركت كرد و با پرنس چارلز دست داد. در سال 1987 ژان پل دوم با آگوستو پينوشه (ديكتاتور شيلي) در سانتياگو ديدار كرد .

غلامحسين الهام ، سخنگوي (دولت) ايران، اين مسئله را كه واتيكان تمامي ديدارها را ملغي كرده تاييد كرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 2:56  توسط خوشه های سرخ  | 

به گفته يكي از كارگران كارخانه لاستيك البرز از ساعاتي پيش كارگران اين كارخانه با ترك كار، حركت‌هاي اعتراضي خود را از سر گرفته‌اند.
 اين كارگر دليل توقف كار و از سرگيري حركت‌هاي اعتراضي كارگران را ناشي از اظهارات اخير مدير جديد كارخانه اعلام كرد.
بر اساس اين اظهارات، ساعتي پيش مدير كارخانه به نقل از صاحب كارخانه به كارگران گفته بود كه به دليل نبود نقدينگي، ممكن است پرداخت مطالبات آنها دوباره به تاخير بيفتد.
به گفته اين كارگر لاستيك البرز، به دنبال گفته‌هاي مدير، كارگران كه از بابت تاخير دوباره در پرداخت مطالبات خود نگران شده بودند، دست از كار كشيدند و به نشانه اعتراض بصورت آرام در محوطه كارخانه تجمع كردند.
از سرگيري اعتراض كارگران لاستيك البرز در حالي است كه چند روز پيش كارگران اين كارخانه با خوشحالي از بازگشت شرايط عادي به محل كار خود خبر داده بودند.
كارگران لاستيك البرز درحال حاضر علاوه بر حقوق فروردين و ارديبهشت ۸۷ بابت حقوق اسفد ۸۶ و عيدي و پاداش سال قبل از كارفرما طلبكار هستند.
پيش از اين بدنبال اعتصاب‌هاي گسترده كارخانه لاستيك البرز كه بصورت ناپيوسته از زمستان ۸۶ شروع و با مداخله نيروي انتظامي در فروردين ۸۷ پايان يافت، بخشي از مطالبات اين كارگران پرداخت شد.
به گفته كارگران مالك كارخانه در حالي نبود نقديگي را بهانه‌اي براي نپرداختن مطالبات كارگران قرار داده است كه از زمان پايان اعتصاب كه به اواخر ماه گذشته باز مي‌گردد روزانه ۱۲ كاميون محصول توليد شده از كارخانه خارج مي‌شود.
كارخانه لاستيك البرز سازنده انواع لاستيك‌هاي تاير خودروهاي سواري و سنگين است كه كارگران آن از سال گذشته نسبت به احتمال انحلال اين كارخانه نگران بودند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:36  توسط خوشه های سرخ  | 

اتحاديه‌هاي كارگري در معادن پرو آماده برپايي اعتصابي بزرگ براي دستيابي به حقوق بهتر هستند.
رييس بزرگترين فدراسيون اتحاديه‌هاي معدن‌كاري پرو با اعلام اين خبر توضيح داد: 33 اتحاديه معدن‌كاري در پرو از برپايي اين اعتصاب حمايت كرده‌اند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:59  توسط خوشه های سرخ  | 

 
رفقای کبیر متحد شوید!
 
با تقديم شادباشي صميمانه به مناسبت بازگشت مجدد رفيق بهروز عزيز به جمع همه دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب وسپاس و درود بر همه کساني که تا رهايي اين رفيق استوار از پاي ننشستند، در آستانه سالانه «بزرگ روز کارگر» يکبار ديگر دستان گره خورده تمامي رفقاي نزديک و دور را در راستاي برگزاري هرچه شايسته تر اين سالانه به گرمي مي فشاريم. همان گونه که مستحضريد سال 86 بعنوان توشه راهي از تجارب گوناگون، وديعه گرانبهايي را در اختيار ما قرار داد. تجاربي که هر يک فتحي را در زهدان شکست به بار نشست و از هر شب تيره ی دير گذر، طليعه افقي را نمايان ساخت.
همواره پروپاگاند سالانه جهاني کارگران بعنوان يگانه فريادگر عمق و اهميت مبارزات طبقاتي، براي همه نيروهاي آزاديخواه و برابري طلب، قابل توجه و تکيه ديرينه بوده است. امسال نيز با توجه به تقويم مبارزاتي پيش رو و شرايط آتي، پياده سازي مختصات دقيق يک آکسيون کارآمد، در بستر فضاي دانشگاهي خفقان زده، هرچه بيشتر ضرورت مي يابد.
ما دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب ميبد دقت نظر رفقاي گرامي را به نکات زير معطوف مي داريم.
  1. «کارمحلي» به عنوان ارزنده ترين ريشه هاي حرکات خودبخودي توده ها علي رغم ضرورت دائمي خود، در مقاطع تاريخي خاصي نظير امروز ما، به لحاظ اثر بخشي و کارآمدي، نسبت به کار متمرکز و شورايي، در درجه دوم قرار مي گيرد.
  2. با توجه به عمق ديرينه فعاليت هريک از رفقاي عزيز در دانشگاه تحصيلی خود، شناسايي افراد، روش کار آنها و حتي پيش بيني تاکتيک هاي اتخاذي از جانب رفقا، از سوي دانشگاه امري روشن و بديهي است. ذکر نکته مسبوق سبب هرچه کمرنگ تر شدن رفتار سياسي پوشيده و افزايش روزافزون هزينه هاي حقوقي درگيري ها مي گردد.و این در حالیست که پرهيز از مقوله عملکرد و تاکتيک آشکار، به هرجهت، يکي از ارکان سياست اصولي مورد توافق ميان همه ماست.
  3. فراموش نکنيم اگر ترميدور زود هنگام جنبش چپ به سبب برخوردهاي پليسي حداکثري در اکسيون 13 آذر سال گذشته توهمي بيش نبود، دليل آن فقط و فقط اتخاذ تاکتيک خودبخودي جبهه هاي گسسته از جانب همگي رفقا بود.
  4. به ياد داشته باشيم بزرگترين دليل ضعف ما پراکندگي و ابهام حدود صريحاً مشخص ما است و
  باز به ياد داشته باشيم هر گروهي جز با تصفيه خويش استحکام نمي يابد، پس بياييد حضور خود را عاري از اپورتونيست ها و رويزيونيست ها نموده و با اطمينان خاطر و يقين به رفقاي همراه نه تنها گامي عقب نگذاشته که دوگام به پيش رويم.
هشدار دهي 4 نکته بالا مارا برآن داشت تا پيشنهاد برگزاري متشکل و متمرکز سالانه جهاني کارگران را در يکي از دانشگاه هاي تهران به همه رفقاي دور و نزديک ارائه نماييم.
ذکر اين نکته در پايان لازم است که رفقاي ما در تهران هزينه هاي گزافي را متحمل شده و مي شوند لذا ما دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب شهرستانها طراحي، هماهنگي و اجراي اين سالانه را بايد به تنهايي بر عهده بگيريم.
لازم است رفقاي کبير ما در دانشگاه ها و واحدهاي سراسر کشور اعلام نظر خود را مبني بر موافقت يا مخالفت و يا ارائه طرح هاي ديگرگون يا تکميلي را تا روز جمعه به تاريخ 30/1/87 اعلام نمايند.تا متعاقبا نتیجه نهایی شور در همان تاریخ به اطلاع همه رفقا برسد.
 
زنده باد آزادي
زنده باد برابري
دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب ميبد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 13:33  توسط خوشه های سرخ  | 

طبق آخرین اخبار به گوشمان رسید رفیق بهروز کریمی آزاد شد.

بهروز عزیز!

آزادی تو بهترین خبر در این روزهای مشقت بار برای دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 22:25  توسط خوشه های سرخ  |